دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۶ ۳۳ بازديد
مباش سبزه كه در خوابِ تو چرا بكنند
ترا كه پوشش سبزي علف صدا بكنند
يله به خاك تو پهلو زنند گلّه ي سير
به سايه سار خيال تو خوابها بكنند
خداي را مشو از راه همنوايي عشق
كه در نيِ نَفَسَت بيدلان هوا بكنند
ترا به گاوچرِ ميل هر علفخواري
همين به سايه ي تسليم خود رضا بكنند
تو اهل ريشه نئي خاك را زمين بگذار
كه اين تكيده تنان ريشه نابجا بكنند
كدام ريشه چه دشتي تو اهل پروازي
مكن كه با تو از اين دست ناروا بكنند
گياه زنده دلي در زمين نمي رويد
بيا كه سبز ترا در صداي ما بكنند
درآ به چاه من اي ماه ماهِ نخشبي ام
مكن كه در شب گودالي ات فنا بكنند
هنوز گمشده ام در غبار دلتنگي
مكن كه آينه ام را دوباره ها بكنند
تو ماه باش و بتابان مرا كه مهجوران
پلنگ شيردلي در شبت رها بكنند
ببال در نفس بامدادي شيون
مباش سبزه كه در خوابِ تو چرا بكنند...
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد