دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۶ ۳۵ بازديد
به زخمه اي كه به زخمت زدم چگور شدي
زبان زمزمه ي زندگان گور شدي
فشردمت به خيال شبانه در آغوش
چكيدي از غزلم چكه چكه نور شدي
گرفت ياسِ تنت رعشه هاي دستم را
براي سر زدن از كوچه ناصبور شدي
از اين گريوه مگر تنگه تنگه بگريزي
غبار قافله ي گردبادِ دور شدي
تراش بوسه گرفتي چو شبنم از لب عشق
زلال جامه شدي نه خدا ... بلور شدي
درآمدي به تماشاي روشنايي خويش
به چشم آينه ها غايب از حضور شدي
تن تو اين همه لاله نداشت وقت بهار
گداخت جان تو از بوسه ام تنور شدي
درآمدي به برم با دو چشم فانوسي
چو گربه در شب شيدايي ام سمور شدي
نمي شد از سرِ شيون هواي باغ به دور
به دست برگ خزان برگه ي عبور شدي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد