آشوب دل

مشاور شركت بيمه پارسيان

آشوب دل

۳۴ بازديد


عشق آمد و آفتابي ام كرد
بااين همه ابر، آبي ام كرد
ازمردم چشم او بپرسيد
بيمارِ كه رختخوابي ام كرد؟
درمن همه موج بي تكان بود
آشوبِ دل انقلابي ام كرد
ازدشنه وزخم مي سرودم
چون كهنه سبو، شرابي ام كرد
تُندابِ جنون به خونم آميخت
ازشورعطش، سرابي ام كرد
هردم به شكستن دُرستي
آباد ازاين خرابي ام كرد
تابيد به انجمادِ روحم
صد آينه آفتابي ام كرد 


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد