قحط شادابيست

مشاور شركت بيمه پارسيان

قحط شادابيست

۳۳ بازديد


آه ... اگر رگبار گيسوي تو دريا دم نبود
يك كف از خاكِ كويرِ خاطرم، خرّم نبود
چشم گلدانها به ديدار تو روشن مانده است
بي تكلّف، خنده هايت از شكفتن، كم نبود
اي بهار غنچه ساز ازخاك گيلانگردِ من
هر چه مي روييد بي تو، جز گُلِ ماتم نبود
قحطِ شادابيست، اشكم را به چشم كم مگير
تشنگي مي كُشت گُل ها را اگر شبنم نبود
ابرِ اندوهت حجاب افتاد ورنه در نظر
اينقدر آينده ي خورشيديان، مبهم نبود
خاك، خشكي مي گرفت ازخون وخاكستر،اگر
جرعه اي از عشق در آب و گِلِ آدم نبود
دشت، نيلي بود و سبزه خونچكان آهو دوان
در غزل ((شيون)) غزال واژه اي رامم نبود 


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد