هميشه اسم زني

مشاور شركت بيمه پارسيان

هميشه اسم زني

۳۴ بازديد


هميـشه اسم زني را بهانـه مي كردم
تـرا_قصيـده اگرنـه, ترانه مي كردم
بـه كوچه باغ ترنم ترا ترا اي عشق
تـرا خطاب به نامـي زنانه مـي كـردم
غـروب بود و غزل بود و غربت قايق
مـن آن ميـانه كنـارت كرانه مي كردم
حريف ميـكده تعريز مي شد_اما مـن
بـه باغ چشم تو انگور دانه مي كردم!
چه ريخت در جگرم دست غيرت افروزت؟
كه سيـل خـون به دل تازيـانه مي كــردم
بـه جنـگلي كه خيال خدا پريشان بود
هــزار شـاخه ترا آشيـانه مـي كردم
نسيـم بوسه نبود_از پرنـده پرسيدم_
نوازش نفـست را جوانه مـي كـردم
از اينكـه خواستني تر كنم خيال ترا
هميـشه اسم زني را بهانه مـي كردم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد