دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۶ ۳۲ بازديد
دشتهارا سوار بايدو نيست
شيهه اي در غبار بايد و نيست
خفته روح جرقه در باروت
غيرت انفجار بايد و نيست
خواب پسكوچه هاي مستي را
نعره جانشكار بايد و نيست
بغض شب در گلوي تلخ من است
هق هقي غمگسار بايد و نيست
تا نميردصداي بدعت باغ
غنچه اي پاي خار بايد و نيست
بر سپيدار عاشقانه پير
عشق را يادگار بايد و نيست
پاره هاي تبسم گل را
مومياي بهاربايد و نيست
يا شب چيره يا تسلط نور
صحنه كار زار بايد و نيست
ساز خاموش شب نشينان را
زخمه اي سازگار بايد و نيست
در كوير شقاوت خورشيد
تشنه را سايه سار بايد و نيست
زخمم از كهنگي پلاسيده است
التيامي به كار بايد و نيست
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد