دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۵ ۳۳ بازديد
رود
بي محتواي آبي عشق
كوه
بي خنده هاي كبك جنون
دشتهاي شكسته باد به دست
بي علف
درّه هاي آتشگون.
بي كه سنجد ترانه بار بلوغ
بي كه بيدي تجسّمِ مجنون
اشك جوشيده از شكاف درون
آه ...در بيشه
سروِ ناموزون
زير آوار هول همسر من
حامدم... آي... كاوه ام
دامون
خانه خواب غريبه در جنگل
سقف
تابوت كشتگان ستون
آنكم
دختر قصيده ي نذر
تازه تر شعر ضجه را
مضمون
بي تكان طناب
جامه ي صبر
بغض در چشمها
كفِ صابون
دردها
يكدهن كبودآواز
زخمها
كاسه گير چشمه ي خون
در دهان من
آه...اين اوقات
تلخ چون خونِ نارس زيتون
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد