دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۱۵ ۳۲ بازديد
از تو
بر جاي مانده ام
سايه وار
بر چيناب غبار
خلوتم
قرق تابستاني يادهاست
با سوف بوته هاي زيتوني
و آبزياني
خشك منقار
آني
فروريخته
بر همينم
بالي از پرندگان زمينم
بلدرچينم
گندمزاران از پيش سوخته را
بلدرچينم
آشيانه ام
بر شانه ي سراب
مي لرزد
شيهه مي كشند
اسبهاي بد عنان هنوز
يكروز
بر درختي كه پريشان است
در بادهاي اكنون
كبوتري
از عشق
مي باليد
خزاني را
بال در بال سفر
شراع شوق
برافراشت
در تلاطم آفتابي كف آلود
بادهاي اكنون را
وزيدن در گرفت
شاخه ي افسوس
سري جنبانيد
ومن
از تو
بر جاي مانده ام
سايه وار
برچيناب غبار
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد