بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحاد

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحاد

۳۴ بازديد


من و ما و تو او هست يك چيز
كه در وحدت نباشد هيچ تمييز
هر آن كو خالي از خود چون خلا شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد
شود با وجه باقي غير هالك
يكي گردد سلوك و سير و سالك
حلول و اتحاد از غير خيزد
ولي وحدت همه از سير خيزد
تعين بود كز هستي جدا شد
نه حق شد بنده نه بنده خدا شد
حلول و اتحاد اينجا محال است
كه در وحدت دويي عين ضلال است
وجود خلق و كثرت درنمود است
نه هرچ آن مي‌نمايد عين بود است


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد