مخمس

مشاور شركت بيمه پارسيان

مخمس

۳۳ بازديد


تاكي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
خواهد به سر آيد، شب هجران تو يانه؟
اي تير غمت را دل عشاق نشانه

جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه

رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد
ديدم همه را پيش رخت راكع و ساجد
در ميكده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتكف ديرم و گه ساكن مسجد

يعني كه تو را مي‌طلبم خانه به خانه

روزي كه برفتند حريفان پي هر كار
زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار
من يار طلب كردم و او جلوه‌گه يار
حاجي به ره كعبه و من طالب ديدار

او خانه همي جويد و من صاحب خانه

هر در كه زنم صاحب آن خانه تويي تو
هر جا كه روم پرتو كاشانه تويي تو
در ميكده و دير كه جانانه تويي تو
 مقصود من از كعبه و بتخانه تويي تو

مقصود تويي كعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان ديد
پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد
عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد
يعني همه جا عكس رخ يار توان ديد

ديوانه منم من كه روم خانه به خانه

عاقل به قوانين خرد راه تو پويد
ديوانه برون از همه آيين تو جويد
تا غنچهٔ بشكفتهٔ اين باغ كه بويد
هر كس به زباني صفت حمد تو گويد

بلبل به غزلخواني و قمري به ترانه

بيچاره بهائي كه دلش زار غم توست
هر چند كه عاصي است ز خيل خدم توست
اميد وي از عاطفت دم به دم توست
تقصير خيالي به اميد كرم توست

يعني كه گنه را به از اين نيست بهانه


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد