من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

قسمت 3

۳۷ بازديد

مجموعه شهريار

محمدحسين در هنگام بازي، به داخل نهر آبي مي‌افتد و توسط ابراهيم نجات پيدا مي‌كند. از طرفي ابراهيم براي خواستگاري از گلرخ به ده آمده است غافل از آنكه گلرخ خواستگاري با نفوذي به نام اصلان دارد كه مي‌تواند مسبب بروز مشكلاتي براي ابراهيم و خانواده‌اش شود. در اين حين محمدحسين با ذكاوت و هوش سرشاري كه دارد ابراهيم را راهنمايي مي‌كند و ...

نمايش آنلاين قسمت سوم ( 42 دقيقه )


برنامه سه شنبه 29/06/1390

۳۶ بازديد

برنامه مشاعره

نمايش آنلاين


قسمت 1

۳۸ بازديد

مجموعه شهريار

در اين قسمت به شخصيت شهريار در دوران كودكي‌اش پرداخته مي‌شود.

نمايش آنلاين قسمت اول ( 41 دقيقه )


دانلود و نمايش آنلاين مجموعه شهريار

۴۳ بازديد

مجموعه شهريار

مشخصات و بازيگران مجموعه شهريار در قسمت بالا معرفي شده است . شما مي توانيد از قسمت نمايش آنلاين مجموعه شهريار  وارد اين بخش شويد .

براي دانلود مجموعه شهريار كليك كنيد . ( براي دانلود به ف ي ل ت ر شكن نياز داريد )

دانلود فايل صوتي تيتراژ ابتدايي مجموعه شهريار ( 3.16 مگابايت )

دانلود فايل صوتي تيتراژ پاياني مجموعه شهريار ( 4.42 مگابايت )


به غير از آن كه بشد دين و دانش از دستم

۳۹ بازديد
 

دانلود فايل صوتي غزل ( 140 كيلوبايت )

به غير از آن كه بشد دين و دانش از دستم
بيا بگو كه ز عشقت چه طرف بربستم
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاك پاي عزيزت كه عهد نشكستم
چو ذره گر چه حقيرم ببين به دولت عشق
كه در هواي رخت چون به مهر پيوستم
بيار باده كه عمريست تا من از سر امن
به كنج عافيت از بهر عيش ننشستم
اگر ز مردم هشياري اي نصيحتگو
سخن به خاك ميفكن چرا كه من مستم
چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
كه خدمتي به سزا برنيامد از دستم
بسوخت حافظ و آن يار دلنواز نگفت
كه مرهمي بفرستم كه خاطرش خستم


زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم

۴۰ بازديد
 

دانلود فايل صوتي غزل ( 300 كيلوبايت )

زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم
ناز بنياد مكن تا نكني بنيادم
مي مخور با همه كس تا نخورم خون جگر
سر مكش تا نكشد سر به فلك فريادم
زلف را حلقه مكن تا نكني دربندم
طره را تاب مده تا ندهي بر بادم
يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم
غم اغيار مخور تا نكني ناشادم
رخ برافروز كه فارغ كني از برگ گلم
قد برافراز كه از سرو كني آزادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزي ما را
ياد هر قوم مكن تا نروي از يادم
شهره شهر مشو تا ننهم سر در كوه
شور شيرين منما تا نكني فرهادم
رحم كن بر من مسكين و به فريادم رس
تا به خاك در آصف نرسد فريادم
حافظ از جور تو حاشا كه بگرداند روي
من از آن روز كه دربند توام آزادم


سال‌ها پيروي مذهب رندان كردم

۳۸ بازديد
 

دانلود فايل صوتي غزل ( 317 كيلوبايت )

سال‌ها پيروي مذهب رندان كردم
تا به فتوي خرد حرص به زندان كردم
من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه
قطع اين مرحله با مرغ سليمان كردم
سايه‌اي بر دل ريشم فكن اي گنج روان
كه من اين خانه به سوداي تو ويران كردم
توبه كردم كه نبوسم لب ساقي و كنون
مي‌گزم لب كه چرا گوش به نادان كردم
در خلاف آمد عادت بطلب كام كه من
كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم
نقش مستوري و مستي نه به دست من و توست
آن چه سلطان ازل گفت بكن آن كردم
دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع
گر چه درباني ميخانه فراوان كردم
اين كه پيرانه سرم صحبت يوسف بنواخت
اجر صبريست كه در كلبه احزان كردم
صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ
هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم
گر به ديوان غزل صدرنشينم چه عجب
سال‌ها بندگي صاحب ديوان كردم


مرا مي‌بيني و هر دم زيادت مي‌كني دردم

۳۸ بازديد
 

دانلود فايل صوتي غزل ( 250 كيلوبايت )

مرا مي‌بيني و هر دم زيادت مي‌كني دردم
تو را مي‌بينم و ميلم زيادت مي‌شود هر دم
به سامانم نمي‌پرسي نمي‌دانم چه سر داري
به درمانم نمي‌كوشي نمي‌داني مگر دردم
نه راه است اين كه بگذاري مرا بر خاك و بگريزي
گذاري آر و بازم پرس تا خاك رهت گردم
ندارم دستت از دامن بجز در خاك و آن دم هم
كه بر خاكم روان گردي به گرد دامنت گردم
فرورفت از غم عشقت دمم دم مي‌دهي تا كي
دمار از من برآوردي نمي‌گويي برآوردم
شبي دل را به تاريكي ز زلفت باز مي‌جستم
رخت مي‌ديدم و جامي هلالي باز مي‌خوردم
كشيدم در برت ناگاه و شد در تاب گيسويت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا كردم
تو خوش مي‌باش با حافظ برو گو خصم جان مي‌ده
چو گرمي از تو مي‌بينم چه باك از خصم دم سردم


فاش مي‌گويم و از گفته خود دلشادم

۳۸ بازديد
 

دانلود فايل صوتي غزل ( 262 كيلوبايت )

فاش مي‌گويم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
كه در اين دامگه حادثه چون افتادم
من ملك بودم و فردوس برين جايم بود
آدم آورد در اين دير خراب آبادم
سايه طوبي و دلجويي حور و لب حوض
به هواي سر كوي تو برفت از يادم
نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم
كوكب بخت مرا هيچ منجم نشناخت
يا رب از مادر گيتي به چه طالع زادم
تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق
هر دم آيد غمي از نو به مبارك بادم
مي خورد خون دلم مردمك ديده سزاست
كه چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاك كن چهره حافظ به سر زلف ز اشك
ور نه اين سيل دمادم ببرد بنيادم


ديشب به سيل اشك ره خواب مي‌زدم

۳۹ بازديد
 

دانلود فايل صوتي غزل ( 2۴۰ كيلوبايت )

ديشب به سيل اشك ره خواب مي‌زدم
نقشي به ياد خط تو بر آب مي‌زدم
ابروي يار در نظر و خرقه سوخته
جامي به ياد گوشه محراب مي‌زدم
هر مرغ فكر كز سر شاخ سخن بجست
بازش ز طره تو به مضراب مي‌زدم
روي نگار در نظرم جلوه مي‌نمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب مي‌زدم
چشمم به روي ساقي و گوشم به قول چنگ
فالي به چشم و گوش در اين باب مي‌زدم
نقش خيال روي تو تا وقت صبحدم
بر كارگاه ديده بي‌خواب مي‌زدم
ساقي به صوت اين غزلم كاسه مي‌گرفت
مي‌گفتم اين سرود و مي ناب مي‌زدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و كام
بر نام عمر و دولت احباب مي‌زدم