بر خاك و خار و خارا

مشاور شركت بيمه پارسيان

بر خاك و خار و خارا

۳۴ بازديد

 

سر گرم جلوه ديدم آن شهسوار خود را

دادم هنان به طوفان صبر و قرار خود را

آن شهسوار تمكين مست از برم چو بگذشت

كردم نثار راهش مشت غبار خود را

فرهاد پاكبازم كز برق تيشه ي عشق

افروختم به حسرت شمع مزار خود را

من بودم آن گل زرد كز جلوه ي نخستين

آيينه خزان ديد صبح بهار خود را

آن رهرو جنونم كز خون خود نوشتم

بر خاك و خار و خارا هر يادگار خود را

خوش باد وقت آن كو ز آغاز جاده ي عشق

چون شمع كرد روشن پايان كار خود را

كو دشت بي كراني تا سر دهم چو مجنون

اين هاي هاي زار ديوانه وار خود را


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد