دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۷ ۳۰ بازديد
هنوز عشق تو اميد بخش جان من است
خوشا غمي كه ازو شادي جهان من است
چه شكر گويمت اي هستي يگانه ي عشق
كه سوز سينه يخورشيد در زبان من است
اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بيا
كه همچنان به رهت چشم خون فشان من است
نمي رود ز سرم اين خيال خون آلود
كه داس حادثه در قصد ارغوان من است
بيا بيا كه درين ظلمت دروغ و ريا
فروغ روي تو آرايش روان من است
حكايت غم ديرين به عشق گفتم ، گفت
هنوز اين همه آغاز داستان من است
بدين نشان كه تويي اي دل نشسته به خون
بمان كه تير امان تو در كمان من است
اگر ز ورطه بترسي چه طرف خواهي بست
ز طرفه ها كه درين بحر بي كران من است
زمان به دست پريشاني اش نخواهد داد
دلي كه در گرو حسن جاودان من است
به شادي غزل سايه نوش و بخشش عشق
كه مرغ خوش سخن غم هم آشيان من است
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد