گفتار جنيد دربارهٔ خوشدلي

مشاور شركت بيمه پارسيان

گفتار جنيد دربارهٔ خوشدلي

۳۳ بازديد


سايلي بنشست در پيش جنيد
گفت اي صيد خدا، بي هيچ قيد
خوش دلي مرد كي حاصل بود
گفت آن ساعت كه او در دل بود
تا كه ندهد دست وصل پادشاه
پاي مرد تست ناكامي راه
ذره را سرگشتگي بينم صواب
زانك او را نيست تاب آفتاب
ذره گر صد بار غرق خون شود
كي از آن سرگشتگي بيرون شود
ذره تا ذره بود ذره بود
هرك گويد نيست، او غره بود
گر بگردانند او را آن نه اوست
ذره است و چشمهٔ رخشان نه اوست
هرك او از ذره برخيزد نخست
اصل او هم ذره‌اي باشد درست
گر به كل گم گشت در خورشيد او
هم بود يك ذره تا جاويد او
ذره گر بس نيك و گر بس بد بود
گرچه عمري تگ زند در خود بود
مي‌روي اي ذره چون مستي خراب
تا تو در گشتي شوي با آفتاب
صبر دارم، اي چو ذره بي‌قرار
تا تو عجز خودببيني آشكار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد