دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۹ ۳۴ بازديد
جامي از گفت و گو ببند زبان!
هيچ سودي نديده، چند زيان؟
پاي كش در گليم گوشهٔ خويش!
دست بگشا به كسب توشهٔ خويش!
روي دل در بقاي سرمد باش!
نقد جان زير پاي احمد پاش!
فيض امالكتاب پروردش
لقب امي خداي از آن كردش
لوح تعليم ناگرفته به بر
همه ز اسرار لوح داده خبر
قلم و لوح بودش اندر مشت
ز آن نفر سودش از قلم انگشت
از گنه شست دفتر همه پاك
ورقي گر سيه نكرد چه باك؟
بر خط اوست انس و جان را سر
گر نخواند خطي، از آن چه خطر؟
جان او موج خيز علم و يقين
سر لاريب فيه اينست، اين!
قم فانذر ، حديث قامت او
فاستقم، شرح استقامت او
جعبهٔ تير مارميت، كفش
چشم تنگ سيه دلان، هدفش
وصف خلق كسي كه قرآن است
خلق را وصف او چه امكان است؟
لاجرم معترف به عجز و قصور
ميفرستم تحيتي از دور
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد