عيد من

مشاور شركت بيمه پارسيان

عيد من

۳۶ بازديد


گفتم به دل: ز آينه‌ات گرد غم بشوي
فرداست روز عيد و زمان مسرَّت است
بگذر ز فكر رنج‌بريّ و توانگري
كاين از چه محو غصّه و آن مست عشرت است
گر توده‌اي به داغِ تمنّا كباب شد،
ور دسته‌اي خراب شراب شرارت است،
گر كودكي به حسرت كالاي نو بسوخت،
ور قلب مادري، به غمش پُر ز محنت است،
گر سفره‌ها به آرزوي قرص جو تهي است،
ور ميزها ز شيرهٔ جان پُر ز لذت است،
دانشور فقير اگر مي‌زيد حقير،
سرمايه‌دار راهزن، ار غرق عزت است،
گر قلب‌هاي مرده ز عشق وطن تهي است،
ور سينه‌هاي سرد حصار قساوت است،
هر كس براي خويش زيد، بر من و تو چه؟
كاين از چه غرق نعمت و آن در مصيبت است
با ما بيا نشاط كن و عشرت آفرين
كاين يك‌دو‌روزه عمر به شادي غنيمت است
زد نيشخند و اشك فشاند و كشيد آه
گفتم: بگو، به خنده و اشكت چه حكمت است ؟
گفتا كه خنده بر سخن سرد مي‌زنم
اشكم براي اين‌كه دلت بي‌حرارت است
از رنجبر به لب سخن بي‌ادب مبر
كاين ژنده‌پوش رهبر راه سعادت است
تجليل روز كارگران عيد من بود
جشنم به شام خلق چراغ عدالت است
كوشش مكن به دوري‌اش از خلق كارگر
دل را به اين‌قبيله كمال ارادت است
كابل، ١١ ارديبهشت ١۳۳۵


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد