دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۳ ۳۹ بازديد
به آتشي كه ز فرياد خلق برخيزد
به نالهاي كه ز رگهاي جان بهدر گردد
به شعلهاي كه ز انفاس رنجبر خيزد
مدام باعث آزار معتبر گردد
به سر دويدن اشكي كه دامني نگرفت
به دامني كه ز خوناب ديده تر گردد
به مادري كه برد، درد فقر فرزندش
به آه و زاري طفلي كه بيپدر گردد
به اضطراب دل بيپناه طفل اسير
به درد سينهٔ تنگي كه پُر شرر گردد
به عالمي كه رسد عشق و نامرادي و درد
به آندلي كه به اين هر سه غم سپر گردد
به شور فكر كز انديشهٔ جوان خيزد
به راي پير كه بي كينه همسفر گردد
كه هيچ حقِّ كسي بر كسي نميماند
اگر جهان همه بر كام رنجبر گردد
كابل، خزان ١۳۳۵
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد