كو؟

مشاور شركت بيمه پارسيان

كو؟

۳۵ بازديد


خانهٔ خوابيدگان را ديدهٔ بيدار كو؟
نيستي‌پيرايگان را هستي سرشار كو؟
شمع‌سان در خوابگاه مردگان سوزم، ولي
حاصل اين‌سوختن جز آه آتشبار كو؟
سينه‌ها سرد است و دل‌ها بي‌حرارت مي‌تپد
تا دلي را گرم سازد آتشين‌گفتار كو؟
منبع الهام من، قبر شهيدِ آرزوست
درد مي‌جوشد ز قلبم قدرت اظهار كو؟
از سموم نامرادي‌هاي هستي سوختيم
خانهٔ ويران ما را در كجا؟ ديوار كو؟
غقلت و مشت پريشانيّ و سامان حيات
نيست ممكن بي‌خودان را سر كجا؟ دستار كو؟
اين‌جهان ني كوه گشت و ني صدا شد فعل ما
از نوا تأثير گم شد، مرغ آتش‌خوار كو؟
اي دريغ انديشه در مردم‌فريبي صرف شد
سره‌ساز ذهنيت‌ها، صافي پندار كو؟
گر نه هر سو پرتگاهي از سياست ساختند
سرزمين زندگي را جادهٔ هموار كو؟
گر به ما آسودگي خواهند و سامان حيات
دزد را زندان كجا؟ آدم‌كشان را دار كو؟
كابل، اسفند ١۳۳۵


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد